مردم چگونه می توانند درباره "آگاهی" صحبت کنند و در عین حال به حفظ سیستم کمک کنند؟

واصل در تجزیه و تحلیل اخبار by در 3 جولای 2019 2 نظرات

منبع: fortinet.com

شما می شنوید که بسیاری از مردم درباره آگاهی صحبت می کنند. بعضی به دنبال گورو هستند؛ دیگران تمرین یوگا را انجام می دهند؛ دیگران به کلیسا می روند و یا به نوعی دین یا معنویت می پردازند. رمز و راز بزرگ این است که چگونه بسیاری از مردم به نظر می رسد در تلاش برای تمیز کردن کشتی خود را در حالی که هنوز قایقرانی بر روی رودخانه است که منجر به پرتگاه است؟

اگر شما به طور همزمان به حفظ سیستم کمک می کنید، چگونه می توانید درباره آگاهی صحبت کنید؟ کدام سیستم سیستم که کاملا مبتنی بر آگاهی دادن است؛ سیستم ما نیز با اصطلاح "جامعه" خلاصه می شود. چگونه می توانید در مسابقه موش آن جامعه شرکت کنید؟ صحبت از آگاهی و عمل انواع مختلفی از معنویت، در حالی که جامعه تضعیف کل آگاهی؟ آیا وقت آن نیست که کشتی خود را به زمین بگذاریم تا بتوانیم از آنچه در حال وقوع است عبور کنیم؟

با این مقدمه ممکن است فکر کنید:هیچ چیز درست نیست من معتقد هستم یا من روحانی هستم و به بهبود جهان از طریق این نگرش به زندگی کمک می کنم" اما شما صبح می کنید برای رفتن به یک سیستم براساس برده داری و وابستگی به رهبران سیاسی که می توانید برای آن رای داد، به امید اینکه تیم جدید دزدی کمی بهتر عمل کند سپس یک مورد قبلی. "اما شما میخواهید وریلند را انجام دهید؟ Anarchy؟ من قصد ندارم پرداخت مالیات خودم را متوقف کنم و نمی خواهم کار خود را به تنهایی انجام دهم. سپس من همه چیز را از دست می دهم یا مجازات می شوم با جریمه و ممنوع الخروج و من می توانم از خانه ام بیرون بروم و دیگر نمی توانم از خانواده ام حمایت کنم".

زندان

من با کسی که در سال 5 در یک زندان تگزاس به دلیل یک اختلاف تجاری با یک تولید کننده چاپگر شناخته شده در خصوص نقض حق ثبت اختراع صحبت کرد، صحبت کرد. بدون توصیف این جزئیات، تجربه او در این سیستم زندان جالب است که به طور مختصر در اینجا توضیح داده شود.

این مرد گفت که در این زندان (با چند هزار زندانی) نوعی انحرافی وجود دارد که در آن نگهبانان بیشتر یا کمتر مجبور به رعایت قوانین غیرقانونی بین خود زندانیان بودند. اگر آنها بخواهند آب گرم داشته باشند، می توانند این کار را با سپردن کار به صورت جمعی انجام دهند. او همچنین اشاره کرد که تقریبا هیچ خشونت وجود ندارد، زیرا نوعی توافق گروهی میان قبایل مختلف و بزرگان قبیله ای وجود دارد که خود را در زندان تشکیل داده اند. این شکل از زندگی مشترک، از جمله قوانین رفتار آن، با وجود ورود و خروج زندانیان، ادامه یافت.

در واقع، او یک جامعه آنارشیستی را توصیف کرد که مستقل از قوانین نظام زندان عمل می کرد؛ علی رغم این واقعیت که این همه در داخل دیوارهای زندان اتفاق افتاد. این شکل آنارشیست بر اساس قوانین و مقررات نیست، بلکه بر احترام متقابل، توافقنامه ها و قدرت حل اختلافات قبایل مختلف است. اگر کسی در گروه به خوبی سوءاستفاده کند، گروه با پاسخ دادن به این شخص این را حل کرد. در واقع، او مقایسه کرد که چگونه این کار را با قبایل هند باستان انجام داد؛ قبایل هند که ساکنین اصلی آمریکا بودند و بدون هیچگونه پلیس، قوانین، مدارس و زندانها با هم مسالمت آمیز بودند (تا زمانی که کلمب وارد شد).

در واقع، چنین زندانی یک مدل میکرو جامعه جامع است، جایی که ما به نظر می رسید که بیشتر و بیشتر در یک زندان بدون بارهای قابل مشاهده زندگی می کنیم. متاسفانه بسیاری هنوز این را نمی شناسند، زیرا خودشان بخشی از "تیم امنیتی" هستند. به عنوان مثال، دیگران در آموزش و پرورش مشغول به کار هستند، در حالی که نسل های جدید نگهبانان آموزش دیده اند. منظورم این است: نسل جدیدی از مدیران، مربیان، فرمانداران، بازرسان مالیاتی، افسران پلیس، سربازان، حسابداران، وکلا و غیره و غیره. دیگران برای دولت کار می کنند، برای شرکت های خصوصی که وابسته هستند، خدمات یا محصولات را به دولت ها یا نیمه دولتی ارائه می دهند. بسیاری از افراد در برابر عقربه های ساعت یا عقربه های ساعت در موقعیتی قرار می گیرند که به مدیریت گنبد زندان کمک می کند که ما تمایل به "جامعه" نامیده ایم. و بیشتر افرادی که در برج مرکزی این گنبد کار می کنند، بیشتر احساس یکپارچگی وجود دارد که ما به خوبی انجام می دهیم. پس از همه، در نوشیدنی احزاب، احزاب و احزاب، شما توسط افرادی که برای سیستم نیز کار می کنند احاطه شده است.

متاسفانه، نمونه زندان تگزاس به همین دلیل کمتر و کمتر مورد توجه است، زیرا نسبت زندانیان و نگهبانان هنوز هم به طور قابل توجهی متفاوت است. هزاران زندانی در چندین نگهبان. در جامعه ما تقریبا به اندازه بسیاری از سازندگان، اجرا کننده ها و کنترل کننده های قوانین و قوانین و کسانی که به سیستم خود-ایجاد شده و موقعیت خود در آن (به این دلیل که با آن زندگی می کنند) تبدیل شده اند. قیام آنارشیستی که منجر به اعتماد به نفس بسیار خوبی می شود (همانطور که توسط زندانی سابق من صحبت می کند) به نظر می رسد تقریبا یک گزینه منحصر به فرد است. جامعه ما بیشتر شبیه آنچه در آزمایش استنفورد (زیمبوردو) اتفاق افتاده است (به عنوان خوانده شده اینجا).

آگاهی

با این حال شما همچنین می توانید بگویید که امید وجود دارد اگر همه افرادی که در مذهب، معنویت، یوگا، گوروس و غیره مشغول به کار هستند، کشتی خود را با روحیه جسورانه جلا از رودخانه (که به سمت غار می رود) می برد. یا فکر می کنید که هیچ پوچی وجود نخواهد داشت؟ آیا شما فکر می کنید که تنها راه یک جامعه می تواند کار کند؟ اینگونه است که ما آن را می بینیم؟ آیا متوجه شده اید که ما بیشتر و بیشتر به سمت یک دولت پلیس حرکت می کنیم که در آن هر نوع آزادی به طور فزاینده ای محدود شده است و هر کس باید در عرشه فزاینده ای از قوانین و مقررات دولتی رقصانده شود؟

اگر مردم خیلی آگاه باشند، در اینجا جایی وجود دارد که چیزی متفاوت است. با این حال، بسیاری از مردم به خاطر امید دروغین به مذهب سقوط می کنند و نمی فهمند که دین همان دین دقیقا مفهومی از «نظام» است که به منظور ایجاد دوگانگی (قطبیت) در جامعه و در عین حال حفظ امید دروغ به یک نجات دهنده به عنوان سوسیس . این سوسیس تضمین می کند که مردم همچنان به تغییرات امیدوارند بدون اینکه خود آگاهی خود را فعال کنند. "فعال" ممکن است کلمه درست در این باشد. 'Trading from' شاید یک توصیف بهتر باشد. وقت آن است که دیگر فقط کابین و عرشه کشتی (از طریق معنویت، یوگا بیکرم، مدیتیشن یا نماز) را له نکنید، اما برای گرفتن کلید و حذف کشتی از رودخانه از سیستم . شاید آن را تحریک کند اگر کشف کنید که رودخانه در واقع منجر به پرتگاه می شود.

اکثر جریان های روحانی تنها برای کابین یا عرشه کشتی خود را دستمال مرطوب می کنند، اما شما را تشویق نمی کند که کشتی خود را از جریان خارج کنید و به ساحل برسید.

به هر حال، آگاهی چیست؟

در این زمینه ممکن است مفید باشد برای اولین بار تعریف هوشیاری. علم و شرکت هایی مانند الفبای گوگل، نیروی انسانی و پول زیادی را برای نقشه برداری مغز انسان صرف می کنند. ری کورزویل، مدیر عامل شرکت گوگل، معتقد است که آگاهی ناشی از تعداد نورونهای جمجمه ما است و این به این دلیل است که انسان خود را از پستانداران متمایز می کند. این امر به این دلیل است که انسان دارای یک نئو کورتکس است و بنابراین سلول های مغزی کافی برای ایجاد آگاهی دارند. بنابراین، برای علم و شرکتهای فناوری بزرگ، آگاهی از نتیجه فعالیت مغز است. تعریف من از آگاهی، معکوس است: آگاهی از آن است که در جوی استیک است که نشانگر زیست انسان است.

برای درک آن، ابتدا باید بدانید که ما در شبیه سازی چند نفره زندگی می کنیم. این ممکن است مانند "کاملا جدا از خدا'(دیوانه) در گوش، اما نگران نباشید؛ همچنین برای transhumanists و دانشمندان از همان شرکت های فن آوری بزرگ مناسب است به شما بگویم که ما در شبیه سازی زندگی می کنند. افرادی مانند الون ماسک دوست دارند این کار را انجام دهند (و به دلایلی). با این حال، آنها نمی گویند که ما در شبیه سازی بسیار شبیه سازی Luciferian زندگی می کنیم.

اگر شما مجموعه ای از مقالات خود را در مورد شبیه سازی بخوانید، می توانید دریابید که فیزیک کوانتومی (اگر به درستی ترجمه شده و درک شود)، اثبات کامل ایده ای را که در شبیه سازی زندگی می کنیم، فراهم می کند. من توضیح مهم این را ارائه می دهم این مقاله. همچنین در آن زمینه مفید است برای رفتن به منوی این وب سایت و انتخاب آیتم "شبیه سازی" را انتخاب کنید.

"زندگی در" در واقع توصیف خوبی نیست. ما در شبیه سازی زندگی نمی کنیم: ما ناظران و بازیکنان هستیم. ما همانطور که هستیم کسانی هستند که با کنترلر (یا جوی استیک برای نسل های قدیمی) روی میز می نشینند و به صفحه ای نگاه می کنند که ما آن را مشاهده می کنیم؛ بازیکن / آواتار که در بازی بر روی صفحه نمایش شرکت می کند. بدن ما از جمله مغز آواتار در این بازی چند نفره است. ما AI (هوش مصنوعی) با یک زیست مغزی که فکر می کند بسیار، دارای احساسات است و می تواند گزینه ها را در نظر بگیرند، اما بازیکن واقعی خارجی است. با این حال، آواتار ما بسیار واقعی و ملموس است، درست مثل جهان که "در اطراف ما" تحقق می یابد.

آیا اظهارات عجیب و غریب را پیدا نمی کنید؟ نه اگر بخواهید آزمایش Nils Bohr فیزیکدان را انجام دهید، که ثابت شده است که ماده تنها در مشاهدات وجود دارد؛ درست مثل تصویر بر روی صفحه نمایش تلویزیون Playstation شما تنها در صورتی وجود دارد که کنترلر خود را حرکت دهید و در آن قسمت از جهان و زمان بازی را نگاه کنید.

تعریف آگاهی، بر اساس این بینش، است: حزب خارجی که بدن و مغز را کنترل می کند و انتخاب هایی را می کند که فکر می کنید مغز شما به آن نیاز دارد. آگاهی در حال آمدن است برای فعالیت مغز و برای هر عمل آگاهی خارج از این واقعیت مجازی است. آگاهی شماست. تو آگاهی هستی تو مغزت نیستی و بدنت نیستی بدن شما تنها نماد این شبیه سازی است.

تغییر از آگاهی

بنابراین تنها راه تغییر، می تواند در سطح آگاهی باشد. به همین دلیل است که بسیار مهم است که ایده خوبی برای تعریف واقعیت ما بدست آوریم. آیا شما واقعا خواهید فهمید که ما در یک شبیه سازی چند نفره لوسیفری زندگی می کنیم، سپس خواهید دید که همه چیز از طریق آگاهی انجام می شود و شما انتخاب آزادانه برای قرار دادن کشتی خود در ساحل دارید و این تغییر نیز امکان پذیر است. درست است که این مسئله دشوار است زیرا دقیقا به این دلیل است که به نظر می رسد سازنده بازی به وضوح قابل شناسایی (Lucifer) است که یک اسکریپت واضح و از بازیکنان (آواتار ها) در این بازی که باید برای تکمیل این اسکریپت کمک کنند. بنابراین لازم است که چندین بازیکن با توجه به این اسکریپت بازی را متوقف کنند.

شاید یک دلیل برای این شبیه سازی وجود داشته باشد. آنچه که دلیل است، من سعی کردم در توصیف این مقاله، که در آن من تلاش کرده ام توضیح دهم که این شبیه سازی احتمالا یک سیستم ویروس در میدان کوانتوم یا سلول های بنیادی همه ی موجود هستی (سلول های بنیادی یا جریان اطلاعاتی است که همه چیز آنها بوجود می آیند). لطفا این مقاله را بخوانید.

من می خواهم از آن مقاله نقل قول کنم:

شما همچنین می توانید بگویید که ما نباید نگران مشکلات در این شبیه سازی باشیم، اگر قصد سیستم ویروس نبود: برای غلبه بر آن و تعمیر آن. بدن شما همچنین می تواند یک حمله ویروسی داشته باشد. شکل شما از هوشیاری (روح یا آنچه که میخواهید آن را بگوید) همچنین میتواند یک حمله ویروسی باشد. با این حال، ما فکر می کنیم که باید این کار را در سطح نماد سیمز انجام دهیم. این معادل با این حال، این خود یک سطح سیمز است. این بخشی از شبیه سازی ویروس است. پیروزی یک سیستم ویروس با حمله به سلول ویروس انجام می شود. نه از داخل، بلکه از خارج. نهادهای شکل لوسیفر، که وظیفه آن آزمودن سایر اشکال آگاهی برای قدرتشان بود و این شبیه سازی ویروس را ساخت، باید در سطح سازمانی مورد توجه قرار گیرد. به طوری که در سطح آگاهی رخ می دهد.

مراحل بتونی را انجام دهید

این موضوع در برابر احساس انسان (نماد) ما (تفکر) علیه ماست که انتخاب هایی را انجام می دهد که باعث می شود ما خارج از سیستم بیفتیم. این امر به معنای امنیت و ایمنی است که کشتی را به سمت زمین قرار می دهد. پس از همه، ما فکر می کنیم که اگر ما با جریان برویم، می توانیم همچنان به پرداخت اجاره یا وام مسکن خود ادامه دهیم. ما فکر می کنیم که وقتی ما کار را در سیستم متوقف می کنیم دیگر نمی توانیم از خانواده ام حمایت کنیم و همه چیز را از دست بدهیم. ما فکر می کنیم که باید آن را با تفکر حل کنیم.

فقط زمانی که ما کنترل عکاسی ما و "حرکات در بازی" را به کسانی که در دکمه ها هستند را برداریم، متوجه خواهیم شد که آنها بهتر از بازی دیدن می کنند. چه کسی فکر می کند می تواند تصمیمات بهتر بگیرد: نماد در بازی پلی استیشن یا شخصی که عکسی را کنترل می کند؟

زمان شروع گوش دادن به آگاهی است و فقط از آن آگاهی عمل می کند. این ممکن است به این معنی باشد که شما باید انتخاب کنید که مسیر را تغییر دهید و کشتی خود را از رودخانه بیرون بیاورید. این بدان معنی است که شما باید مغز عکاسی خود را متوقف کنید و به آگاهی خود گوش دهید. مدیتیشن و یا انواع روشهای دیگری که سکوت می کنند شما را مجبور می سازد تا کشتی خود را از حال حاضر (به سمت مغاک) هدایت کنید. اگر این کار را نکنید، جوهر همه چیز را از دست ندهید و فقط در حال چرخیدن و کشتی خود هستید. پس از مدیتیشن یا یوگا (و غیره)، جارو شسته و رفته خود را ادامه دهید تا به سوی غار برسید.

گزينه هاي سكسي : , , , , , , , , , , , , , , ,

درباره نویسنده ()

نظرات (2)

لینک مطلب | نظرات خوراک RSS

  1. SalmonInClick نوشت:

    چگونه ممکن است، این ساده است به پاسخ یعنی ریاکاری، بدون ستون فقرات اخلاقی و ساده ترین راه را انتخاب کنید. چیزهایی که با ماندگاری کوچک ساخته شده اند و اگر همه چیز در نگاه اول اشتباه باشد، هنوز هم یک غول سفید برای پوشاندن چیزها وجود دارد. از آنجا که باغ ها، حوض و حوضچه ها به خوبی نگهداری می شوند ..

    برای دانستن هیچ آسیبی از شاهزاده ..

  2. آفتاب نوشت:

    مردم آگاهانه / ناخودآگاه می دانند که آنها در یک جامعه متلاشی شده زندگی می کنند که در آن بر علیه علل طبیعی ترویج می شود. آنها از طریق تهویه مطبوع توسط دولت جای خود را از دست می دهند و به همین دلیل است که می توانند در گله شرکت کنند. مطمئنا می توانید این را به عنوان ریاکاری در نظر بگیرید. گاهی اوقات تهویه و رفتار به عنوان یک گله کافی نیست. سپس ناراحتی / نا امیدی از بین می رود. خوشبختانه، گورها، مدیتیشن و غیره وجود دارد که در واقع شرایطی را تغییر نمیدهیم که در آن خودمان را پیدا کنیم. Gurus از سیستم انتقاد نمی کنند، آنها خوب و مبهم هستند، بنابراین هر کس می تواند تفسیر خود را به خشم guru. مدیتیشن راه دیگری برای جابجایی وضعیت موجود و فرار از آن به نفع شماست. آیا این همه کار برای بچه ها از اسکریپت خوب است. آنها هرگز موضوع و موضوع تحقیق و بررسی وضعیت طبیعی نیستند. آنها خیلی خوشحال هستند که گور، مدیتیشن و غیره وجود دارد تا گله را از آنها منحرف سازد. و همچنین برای گله نیز مناسب است زیرا سر آنها از شر آن خلاص نمی شود. پس از همه، آنها با گله آرام راه می روند. تصادفی نیست که اکثریت قریب به اتفاق "گوروس"، ارائه دهندگان مراقبه و غیره، پسران از پس زمینه اسکریپت دارند.

پاسخ دهید

با ادامه استفاده از سایت، شما با استفاده از کوکی ها موافقت می کنید. اطلاعات بیشتر

تنظیمات کوکی در این وبسایت به «اجازه کوکی ها» اجازه می دهد تا بهترین تجربه مرور را برای شما به ارمغان بیاورد. اگر همچنان از استفاده از این وب سایت بدون تغییر تنظیمات کوکی خود استفاده کرده یا با کلیک بر روی «پذیرش» در زیر، این تنظیمات

نزدیک